X
تبلیغات
احرار

احرار

هیچ کس در قیامت در امان نیست ! مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشته باشد.

 

 

عید سعید فطر برتمامی وبلاگ نویسان مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت 0:38  توسط احرار و محمدعلی  | 

شبـــــــــــــــــــــــــــــــــ قدر

میگن شب قد رفرشته ها از آسمون میان پایین روی زمین و سر نوشت ادم ها رو تایین و رقم می زنن

دعا کنید سر نوشت همه ی ما خوب رقم بخوره !

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 15:17  توسط احرار و محمدعلی  | 

شب قدر

شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

عارفان درباره شب قدر گفته اند که این شب ، شبی است که سالکان را به تجلی خاص مشرف گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتدای وصول سالک باشد یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت :

در شب قدر قدر خود را دان

روز در معرفت سخن میران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 15:9  توسط احرار و محمدعلی  | 

You’re a good soldier
Choosing your battles
Pick yourself up
And dust yourself off
Get back in the saddle
You’re on the front line
Everyone’s watching
You know it’s serious
We’re getting closer
This isn’t over

The pressure’s on; you feel it
But you got it all; believe it
When you fall, get up, oh oh
And if you fall, get up, eh eh
Tsamina mina zangalewa
Cause this is Africa
Tsamina mina eh eh
Waka waka eh eh
Tsamina mina zangalewa
This time for Africa

Listen to your god; this is our motto
Your time to shine
Don’t wait in line
Y vamos por todo
People are raising their expectations
www.musicloversgroup.com
Go on and feel it
This is your moment
No hesitation

Today’s your day
I feel it
You paved the way,
Believe it
If you get down
Get up oh, oh
When you get down,
Get up eh, eh

Tsamina mina zangalewa
This time for Africa
Tsamina mina eh eh
Waka waka eh eh
Tsamina mina zangalewa
Anawa aa
Tsamina mina eh eh
Waka waka eh eh
Tsamina mina zangalewa
This time for Africa

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 22:27  توسط احرار و محمدعلی  | 

 روز پدر را به تمامی پدر ها

روز مرد را به تمامی مردها

و عید را به تمامی شما دوستان 

                                                 تبریک عرض می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 14:37  توسط احرار و محمدعلی  | 

It is the first month of the Islamic calendar. Instead of joyous celebration, Muslims mark the beginning of the New Year by taking up the black attire of sorrow and participate in mourning gatherings in which the sacrifices of Husayn and his companions are commemorated. It is one of the four months of the year in which fighting is prohibited. Since the Islamic calendar is lunar, Muharram moves from year to year when compared with the Gregorian calendar.
Muharram is so called because it was unlawful to fight during this month; the word is derived from the word ‘haram’ meaning forbidden. It is held to be the most sacred of all the months, excluding Ramadan.It is the same month when Husayn, the grandson of the Prophet Muhammad, was brutally massacred in Karbala alongside his family and friends in the year 680 CE/61 AH.

محرم اولین ماه از تقویم اسلامی است. مسلمانان به جای مراسم شادی، سال جدید را با پوشیدن لباس سیاه که حاکی از غم و اندوه است آغاز می کنند و در مراسم عزاداری که در آن فداکاری امام حسین و یارانش یادآوری می شود، شرکت می کنند..این ماه یکی از چهار ماه حرام است که در آن جنگ حرام است.از آنجاییکه تقویم اسلامی قمری است، محرم در مقایسه با تقویم میلادی سال به سال در حرکت است.

محرم ماه شناخته شده ای است چون در این ماه جنگ و خونریزی حرام است. واژه محرم از کلمه “حرام” گرفته شده است که به معنای ممنوع می باشد .بعد از ماه رمضان ، محرم از مقدس ترین ماه هاست .محرم ماهی است که امام حسین نوه پیامبر اسلام حضرت محمد به همراه خانواده و دوستانش در سال شصت و یک هجری در کربلا ، بیرحمانه به شهادت رسیدند .

Their martyrdom is a sad day for all Muslims, especially the Shi’a, who hold mourning ceremonies to recall the righteous virtues for which the valiant martyrs stood and the grave calamities that they thus had to bear. The commemoration of this brutal massacre (Battle of Karbala) begins on the first day of Muharram and reaches its climax on the 10th of Muharram, the day of the battle, known as Ashurah and continues for 40 days or 69 days.

شهادت آنها روز غم انگیزی برای مسلمانان به ویژه شیعیان است که مراسم عزاداری یادآوری فداکاری و تقوای مردان شجاعی است که مقاومت کردند و مصائب بزرگی را تحمل کردند. بزرگداشت واقعه کربلا، از اول محرم شروع می شود و در روزدهم به اوج خود می رسد که “عاشورا” –روزی که جنگ رخ می دهد- نام دارد به اوج خود می رسد و سپس به مدت چهل یا شصت ونه روز ادامه پیدا می کند.

What is Ashura ?
Ashura (transliteration: ‘Āshūrā’, Ashura, Ashoura, and other spellings) It is on the 10th day of Muharram in the Islamic calendar and marks the climax of the Remembrance of Muharram but not the Islamic month. It is also called Yaumu-l ‘Ashurah, or simply Ashura meaning, ‘the tenth day’.
It is well-known because of historical significance and mourning for the martyrdom of Husayn ibn Ali, the grandson of the Islamic prophet Muhammad at the Battle of Karbala in the year 61 AH (AD 680). It is a day of speeches, public processions, and great grief. Men and women chant and weep, mourning Husayn, his family, and his followers. Speeches emphasize the importance of the values for which Husayn sacrificed himself, his family, and his followers.

عاشورا در روز دهم محرم است و نشانگر اوج یاد آوری محرم است نه ماه اسلامی. عاشورا یعنی “روز دهم”.
این روز به خاطر اهمیت تاریخی و سوگواری شهادت امام حسین علیه السلام ، نوه پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، و واقعه کربلا در سال شصت و یک هجری بخوبی شناخته شده است. این روز سخنرانی ها ، برنامه های عمومی و حزن و اندوه بزرگی است. زنان و مردان گریه و ناله می کنند در عزاداری امام حسین ، خانواده و یارانش. سخنرانیها درمورد تاکید بر ارزشهایی است که امام حسین علیه السلام خودش، خانواده اش و یارانش برای آن قربانی شدند.برای قرنهاست که مراسم محرم برگزار می شود.


What is Karbala ?
Karbala (Arabic: كربلاء; BGN: Al-Karbalā’; also spelled Karbala al-Muqaddasah) is a city in Iraq, located about 100 km (60 mi) southwest of Baghdad at 32.61°N, 44.08°E.
In the time of Husayn ibn Ali’s life, the place was also known as al-Ghadiriyah, Naynawa, and Shathi’ul-Furaat.The city’s association with Shīˤa Islām have made it a centre of religious instruction as well as worship; it has more than 100 mosques and 23 religious schools.
Karbala’s prominence in Shīˤī is the result of the Battle of Karbala, fought on the site of the modern city on October 10, 680.Both Husayn and his half-brother ˤAbbās ibn ˤAlī were buried by the local Banī Asad tribe at what later became known as the Mashhad Al-Husayn. Later on city grew up around the tombs. Husayn’s tomb (View Larger Map) is a place of pilgrimage for many Shīˤa Muslims, especially on the anniversary of the battle, the Day of Āshūrā.
On January 19, 2008, 2 million Iraqi Shia pilgrims marched through Karbala city, Iraq to celebrate Ashura. Shi’a Muslims consider Karbala to be one of their holiest cities after Mecca, Medina, Jerusalem and Najaf. The city is best known as the location of the Battle of Karbala.

کربلا شهری است در عراق و حدود صد کیلومتری جنوب غربی بغداد است. در زمان امام حسین ، این مکان معروف بود به اسمهایی چون: الغدیریه، نینوا و شط الفرات. پیوستگی مسلمانان شیعه این شهر را مرکز امور فرهنگی و عبادی ساخته بود. این شهر بیش از صد مسجد و بیست و سه مدرسه اسلامی دارد .
اهمیت کربلا برای شیعیان بخاطر واقعه کربلاست . امام حسین و برادرشان حضرت عباس علیهم السلام در محله بنی اسد بخاک سپرده شده اند که بعدها به مشهد الحسین شناخته شده است. قبر امام حسین علیه السلام مکانی برای بسیاری از زائران شیعه است مخصوصا در سالگرد روز عاشورا.
در نوزدهم ژانویه سال 2008، دو میلیون نفر از شیعیان عراق در کربلا عزاداری کردند در سالروز واقعه عاشورا. برای مسلمانان شیعه ، کربلا یکی از مقدس ترین مکانها بعد از مکه، مدینه ، بیت المقدس و نجف است. کربلا جایی است که واقعه عظیم در آنجا رخ داده است

But the question is:
what was Imam hussain aim ?
what is the message of Karbala

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 12:32  توسط احرار و محمدعلی  | 

امروز...

سلا م:

 امروز داشتم برنامه خانم دکتر فیاض بخش رو می دیدم که صحبت های خوب و مفیدی می زندندک

تا حالا شده به کسی بر بخورید که بگه من دلم پاکه عاشق و شیفته ی خدا هستم ولی حوصله ی نماز  ندارم حوصله ی روزه و یا حجاب و ندارم :

همیشه دوست داشتم جواب این  حرف  رو به کسی یا کسانی که این حرف رو می زنن بدم ولی همیشه از جوادن به اونها عاجز بدم تا اینکه خانم دکتر جواب دادن :

فکرش رو بکنید به کسی بر بخورید که پشت سر  شما غیبت می کنه بدش به شما که میرسه بگه  من تورو خیلی دوست دارم عاشق تو هستم وی حالا غیبتتم می کنم.

شما می تونید قبول کنید   ان داره راست می کنه  ؟

می تونید قبول کننید که اون شما رو با تمام وجودش دوست داره ؟

مصلما نه نمی تونید قبول کنید ..

پس برای اینکه عشقتون رو به خدا ثابت کنید فقط پاکی دل مهم نیست عمل کردن به حرفایی هم که خدا گفته برای ثابت کردن این عشق لازمه

پس بیایید در این ماه ماهم سعی کنیم تا رجبی خوب داشته باشیم .

ماه رجب ماه استجبات دعا می باشد ماهی هست برای توبه کردن بیایید با یک دیگ توبه کرده و دوباره شروع کنیم ...


امید وارم مورد پسند واقع شده باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 13:16  توسط احرار و محمدعلی  | 

این تصویر نماد و سمبل هفته نامه آفتاب مرکزی است امیدوارم عده ای ما را به تزویر و ریاکاری و عده ای دیگر ما را به افراط گرایی متهم نکنند

این تصویر نماد و سمبل هفته نامه آفتاب مرکزی است امیدوارم عده ای ما را به تزویر و ریاکاری و عده ای دیگر ما را به افراط گرایی متهم نکنند

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 10:14  توسط احرار و محمدعلی  | 

»» وصیت نامه شهید همت

»» وصیت نامه شهید همت

به نام خدا
نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!
درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که ان الله اشتری من المومنین.
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را د قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:
1-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.
همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.
2-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
3-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند.
4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.
5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.
حقیر حاج همت
1361/2/26

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:34  توسط احرار و محمدعلی  | 

شهیده ناهید فاتحی کرجو

نمیدانم سخنم را از کجا آغازکنم که حق مطلب را ادا کرده باشم بعضی وقتها اگرتمام واژه ها راهم بکار ببری باز درگفتن حرف دلت کم می آوری و درمقابل اینهمه عظمت فقط باید سر تعظیم فرود آوریم گاهی وقتها از شنیدن بعضی روایات و اتفاقات دوران دفاع مقدس چنان سردردی می گیرم که تصورمیکنم سرم دارد منفجر میشود اینهم یکی ازآن وقتهاست مطالبی میشنوی که اگر سالیان بعد دیگران بگویند میگوئیم اینها افسانه است حالا هم با وجود گذشت زمان کمی از ایام دفاع مقدس آنها را فراموش کرده ایم،نه خدایا چه میگویم ما خود را فراموش کرده ایم حکایت آنان حکایت یاران صدراسلام ،یاران مولا علی (ع) حکایت یاران حسین (ع ) میباشد تازه یاران آن بزرگواران دیده شیفته آنان شدند البته بعضی ها هم دنیا را به خواسته های آن بزرگواران ترجیح دادند ولی اسطوره ها و رزمندگان ما ندیده بلکه شنیده عاشق و شیدای آن بزرگواران شدند و تا آخر بر سر عهد و پیمان خود با امام راحل و فرزندزهرا (س )ماندند.یکی ازآن اسطوره ها و نماد مقاومت کسی نیست جز شهیده ناهیدفاتحی کرجو همانکه درسن شانزده سالگی درسهایی بما داد که سالها بایدبنشینیم و آن درس را برای خود مرور کنیم کسی که ثابت کرد برای اسطوره شدن مرد و زن ،سن و سال ،مکان و زمان معنا ندارد و آنچیزی که مهم است عاشقی و شیداییست اسطوره ای که ازطرف سازمان بسیج مستضعفین درسال ۹۱بعنوان نمادمقاومت و پایداری دختر مسلمان و شهیده شاخص کشوری بسیج معرفی گردید.به گوشه ای از زندگی نامه کوتاه و سراسر افتخار او اشاره میگردد. باشد که با مطالعه آن دختران و حتی پسران،آن راسرمشق زندگی خودقراردهند انشاءالله .روحش شادباد

زندگينامه بسيجي شهيد ناهيد فاتحي کرجو

(سمیه کردستان ، اسطوره اي که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)

ولادت و معرفت به معبود

ناهيد فاتحي كرجو در چهارمين روز از تير ماه سال 1344 در شهر سنندج در ميان خانواده اي مذهبي و اهل تسنن به دنيا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمري بود و مادرش سيده زينب، زني شيعه، زحمتكش و خانه دار بود كه فرزندانش را با عشق به اهل بيت (ع) بزرگ مي كرد.
ناهيد كودكي مهربان، مسئوليت پذير و شجاع بود كه در دامان عفيف مادر، با رشد جسم، روح معنوي خود را پرورش مي­داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت مي­برد كه به پدرش گفته بود: «اگر از چيزي ناراحت و دلتنگ باشم و گريه كنم، چشمانم سرخ مي شود و سرم درد مي گيرد. اما وقتي با خدا راز و نياز كرده و گريه مي­كنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتي جسمي احساس مي كنم، بلكه تازه سبك تر و آرام تر مي­شوم».

نوجواني از جنس ايمان و شهامت

با شروع حركت هاي انقلابي مردم ايران، ناهيد هم به سيل خروشان انقلابيون پيوست و با شركت در راهپيمايي ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز كردستان قرارگرفت.
روزي با دوستانش به قصد شركت در تظاهرات عليه رژيم به خيابان هاي اصلي شهر رفت. لحظاتي از شروع اين خيزش مردمي نگذشته بود كه مأموران شاه به مردم حمله كردند. آنها ناهيد را هم شناسايي كرده بودند و قصد دستگيري او را داشتند كه با كمك مردم از چنگال آن دژخيمان فرار كرد. برادرش مي گويد؛ «آن شب ناهيد از درد نمي توانست درست روي پايش بايستد. بر اثر ضربات ناشي از باتوم، پشتش كبود رنگ شده بود».
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و شروع درگيري هاي ضد انقلاب در مناطق كردستان، همكاري اش را با نيروهاي ارتش و بسيج و سپاه آغازكرد. شروع اين همكاري، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهك كومله را كه زخم خورده فعاليت هاي انقلابي اين نوجوان و ساير دوستانش بود، برانگيخت.

راهي به سوي آسماني شدن
ناهيد علاوه بر همکاري با بسيج و سپاه بيشتر وقتش را به خواندن كتاب هاي مذهبي و قرآن و انجام فعاليت هاي اجتماعي مي گذراند.
اوايل زمستان سال 1360 به شدت بيمار شد و به درمانگاهي در ميدان مركزي شهر سنندج مراجعه كرد. اما از ساعت مراجعتش خيلي گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش مي رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پيدايش نمي كند. خبري از ناهيد نبود! انگار كه اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهيد در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهايي همه جا دنبال او مي گشت. تا اينكه بالاخره از چند نفر كه ناهيد را مي شناختند و او را آن روز ديده بودند شنيد كه: چهار نفر، ناهيد را دوره كرده، به زور سوار ميني بوس كردند و بردند!

بعد از ربوده شدن ناهيد، خانواده او مرتب مورد تهديد قرار مي گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه مي فرستادند كه: اگر باز هم با سپاه و پيشمرگان انقلاب همكاري كنيد، بقيه بچه هايتان را هم مي­كشيم.

زخم ستاره
چند وقتي از ربوده شدن ناهيد گذشته بود كه خبر گرداندن دختري در روستاهاي كردستان با دستاني بسته و سري تراشيده به جرم اينكه «اين جاسوس خميني است!» همه جا پخش شد. يك روستايي گفته بود: آنها سر دختري را تراشيده بودند و او را در روستا مي گرداندند . گفته بودند آزادت نمي كنيم مگر اينكه به خميني توهين كني!.
او ناهيد بود كه با شهامت و ايستادگي قابل تحسين از مقتداي انقلابي خود حمايت كرده و زير بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرايط سخت كه جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعيت شكنجه وحشيانه اين دختر اعتراض كرده بودند. اما هيچ گوش شنوا و مرد عملي پيدا نشده بود كه ناهيد،دختر جوان و انقلابي را از چنگال ستم آنها رهايي بخشد.

از روز ربوده شدن او يازده ماه مي گذشت كه پيكر بي جان و مجروح و كبود او را با سري شكسته و تراشيده در سنگلاخ هاي اطراف روستاي هشميز پيدا كردند. روايت ديگر حاکيست که اشرار براي وادار کردن ناهيد به توهين نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.

وقتي جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسيار بي تابي مي كرد و چندين بار از هوش رفت. پيكر آغشته به خون ناهيد اگر چه ديگر صدايي براي فرياد زدن و جاني براي فدا كردن در راه انقلاب نداشت اما كتابي مصور از دردمنشي ضد انقلاب بود. زنان سنندجي با ديدن آثار شكنجه بر بدن ناهيد و سر شكسته و تراشيده اش، به ماهيت اصلي ضد انقلاب، بيش از بيش پي برده و با ايمان و بصيرتي بيشتر به مبارزه با آنان پرداختند.

تهران، سفر آخر
شرايط حاد منطقه در آن سال و خفقان حاکم گروهک­ها بر مردم، فشار زايدالوصفي که به خانواده شهيد رفته بود مادر شهيد را بر آن داشت به تهران هجرت کند و پيكر شهيد ناهيد كرجو، شهيد مظلوم سنندجي را در قطعه شهداي انقلاب بهشت زهراي تهران دفن نمايد.
چند سال بعد، مادر از اندوه فراق ناهيد، بيمار شد و از دنيا رفت. برادر ناهيد مي گويد: مادرم در تهران ماند و با بچه هاي كوچك و وضعيت بد اقتصادي مجبور به كار شد. دوران سختي را گذرانديم اما مادر دلخوش بود كه نزديك ناهيد است. دلش خوش بود كه ديگر لازم نيست كوه به كوه، دشت به دشت و آبادي به آبادي دنبال ناهيد بگردد.
و اينک ...
اينك نوجوانان و دختران ايران اسلامي بايد بدانند كه وقتي ناهيد فاتحي كرجو به شهادت رسيد شانزده ساله بود اما اكنون بعد از گذشت سي ویک سال از شهادتش، نامش به بركت متعالي بودن هدف و ارزش هايش زنده و شيوه زندگي­اش الگويي براي زنان مجاهد است.
اگر در صدر اسلام سميه زير شکنجه جاهلان عرب حاضر به نفي وحدانيت خدا نشد و در دفاع از اعتقادات راسخ خود شهادت را برگزيد، امروز زنان موحد، الگويي نزديکتر را پيش رو دارند. دختر نوجوان شجاعي که تحمل شکنجه­هاي طاقت فرسا را بر توهين به امام خود ترجيح داد و در مسير ايستادگي و در دفاع از آرمان­ها و اصول متعالي اسلامي، شهادت را برگزيد، و او کسي نيست جز سميه ي کردستان شهيده ناهيد فاتحي کرجو.

خدایاچنان کن سرانجام کارتوخشنودباشی ومارستگار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:17  توسط احرار و محمدعلی  |